هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
502
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
و « فقير » ، « مسلمان » و « فرنگى » ، « يهودى » و « ارمنى » ، « سواره » و « پياده » ، در « كوچه » و « برزن » و « مسجد » و « بازار » پر بودند . خيلى تماشا داشت . نصف شب ، به منزل مراجعت كرده ، خوابيدم . روز شنبه ، بيست و هفتم [ رمضان 1304 ه . ق . ] چون ديشب دير بود ، [ به ] « بيوكدره » نرفتم . در همين مهمانخانهء « اسلامبول » خوابيدم . قبل از نهار ، به بعضى امور لازمه مشغول شدم . طرف عصر ، از « اسلامبول » حركت كرده ، رفتم « بيوكدره » براى تغيير لباس . چونكه امشب خانهء جناب فخامت « 1 » نصاب « سر ويليام ويت » ، سفير كبير دولت « انگليس » ، مهمان هستم ، وقتى كه خواستم به قايق بنشينم ، جناب « سر هنرى رودولف » « 2 » را ملاقات كردم . ايشان با من همراهى كردند تا « تراپيه » « 3 » كه منزل ايشان آنجا است . و در اينجا جناب معزى اليه پياده شدند و من رفتم « بيوكدره » ، لباس رسمى پوشيده ، رفتم . تمام سفراى خارجه ، يعنى سفير كبير دولت عليّه « ايران » و « فرانسه » و « يونان » و « ينگى دنيا » نيز موعود بودند . سفير دولت « نمسه » « 4 » ، به واسطهء علالت مزاج اعليحضرت امپراتور « آلمان » نيامده بودند . سفير « ايران » ، تمثال بىمثال اعليحضرت اقدس ، پادشاه « ايران » را - كه مكلّل « 5 » به الماس بود - به سينه زده بودند . بسيار خوب تمثالى بود . خلاصه ، شام خوبى صرف شده ، به منزل معاودت شد . روز يكشنبه ، بيست و هشتم [ رمضان 1304 ه . ق . ] امروز هوا ابر [ ى ] شده ، قدرى باريد و ايستاد . بعد از ظهر ، هوا صاف و خنك شد . 3 ساعت از ظهر گذشته ، رفتم [ به ] منزل جناب « سر ويليام ويت » . خودشان به
--> ( 1 ) . ستبر شدن ، بزرگ شدن قدر و بالا رفتن مرتبهء كسى در چشم مردم . ( 2 ) . در اصل : ولف . در برخى صفحات « رودولف » و در صفحات ديگر « ولف » آمده است . ( 3 ) . در اصل : طراپيه . ممكن است طرابييه هم نوشته شده باشد . نام آن در تركيه به صورت Tarabya يا Terapia است . ( 4 ) . نمسه يا نمسا ، مأخوذ از كلمه « نمتس » روسى به معنى « بيگانه » است ، كه روسها به « آلمانىها » و « اتريشىها » مىگويند . در « ايران » فقط « اتريشىها » را به اين نام مىخواندند . ( 5 ) . تاج و اكليل بر سر نهاده ، آراسته شده به جواهر .